...
اما دفتر خاطرات نرودا در دهه ی ٦٠ میلادی با کتاب سرود اعتراض آغاز می شود ،کتابی با مفاهیم عریان تاریخی و تعهداجتماعی و سیاسی . در کار سرودن سرود اعتراض نرودا بیش از هر چیز به نیاز درونی خود در مقام شاعر متعهد پاسخ گفته است و این نیاز در شاعر و خواننده می تواند خاطره و تاریخ را به عمل بدل کند نرودا با اشاره به حادثه ها ، چهره های آمریکای لاتین را پیوند می دهد و معنای هر یک را در تقابل یا تشابهی دیالکتیک می جوید و بدین سا ن به حافظه ی زنده و راستگوی مردم خود بدل می شود
از مقدمه ی فرامرز سلیمانی بر پابلو نرودا:٢٠٠٠،کتاب عشق و شعر های دیگر ،ص ص ٤٧ و ٤٨
تعهد شاعر
به آن که دریا را گوش نمی سپارد
این بامداد جمعه به آن که در قفسی است
در خانه یا دفتر و کارخانه یی
یا زنی یا خانه و معدن و زندانی
من می ایم و درها را می گشایم
و لرزشی مبهم و نا گا هان آغاز می شود
و غرش تندری طولانی می افزاید
به وزن سیاره و کف
رود غرآن اقیانوسی می افرازد
ستاره یی بر تاجش تند می لرزد
و دریا می تپد و می میرد و می پاید
-
پس با سرنوشت من بر ا
من باید مدام گوش بسپارم
و دریا را به هوشیاریم سوکوا ر دارم
من باید آوای آب ها را حس کنم
و در جامی مدام فراهم آورم
پس هر که در هر زندان
که رنج حکم خزان می برد
من با موجی حاضرم
من از دریچه می ایم و می روم
و با صدایم چشمانی می گشاید
و می پرسد چگونه به دریا می رسم ؟
و من آنان را چیزی نمی گویم
پژواک ستاره گون موج
کشتی شکسته و روان
شر شر نمکی بیرون خویش
فریاد خاکستری مرغ دریایی بر ساحل
پس با من آزادی و دریا
به پاسخی بر قلب کفن پوش بر می آیند
پس هر که در هر زندان
که رنج حکم خزان می برد
من با موجی حاضرم
من از دریچه می ایم و می روم
و با صدایم چشمانی می گشاید
و می پرسد چگونه به دریا می رسم ؟
و من آنان را چیزی نمی گویم
پژواک ستاره گون موج
کشتی شکسته و روان
شر شر نمکی بیرون خویش
فریاد خاکستری مرغ دریایی بر ساحل
پس با من آزادی و دریا
به پاسخی بر قلب کفن پوش بر می آیند
No comments:
Post a Comment