پابلو نرودا / فرامرز سلیمانی
صد عاشقانه
LXXVI
:
نرودا عاشقانه هایش را می گسترد و پس از بیست عاشقانه و یک نومیدانه، فلاخن انداز شوریده،
شعر های ناخدا،کتاب صد عاشقانه را منتشر می کند .صد شعر عاشقانه ،١٩٦٠، اما خطاب به ما تیلده اروتیا است
زنی ملکوتی که در سال ١٩٥٥ به همسری نرودا در آمد و بانوی همیشه ی او بود. اگر شعر های عاشقانه ی پیشین نرودا یادگار های دوران جوانی است ،این جا عشق و عرفان یک قرن شعر عاشقانه در کار نوشتن است.در
صد اهسقانه موضوع اصلی شعر ها زلالی است ،زلالی متیلده اروتی ست که بینش شاعر را از دوم عشق و دگرگونی جهان شکل می دهد.در این کتاب نیز عشق پنهان هشت ساله ی پابلو و ماتیلده شکلی همه گانی و مدام
به خود می گیرد
از مقدمه و یادداشت های فرامرز سلیمانی
پابلو نرودا:٢٠٠٠،کتاب عشق و شعر های دیگر ،ا ژ اینه،گرگان ١٣٨٢،ص ٤٧
شامگاهی ٢
دیگو ریورا به صبوری یک خرس
زمردی را در بیشه ی هنرش می جست
شکوفه ی خودجوش ارغوانی خون
دنیای نور می چکاند تا تو را نقش زند
نقش می زد پرده ی باشکوه بینی تو را
آذرخش تند مردمکان تو را
ناخن های تو را که رشک ماه افزون می کند
و در تابستان پوستت دهان تو همچون هندوانه ها
نقش می زد تو را به دو روی
آتشفشانی فروزان به هر یک
با آتش،با عشق،تبار آراوکانی تو را
و بر آن چهره هایی و طلایی سفالین
سرت را با کلاهخودی از شراره ی سرکش می پوشا ند
تنیده در برگان پنهان
آن جا که چشمان من بر برج تمام
به نظاره می نشینند گیسوان تو را
باز خوانش نوامبر ٢٠١٠
زمردی را در بیشه ی هنرش می جست
شکوفه ی خودجوش ارغوانی خون
دنیای نور می چکاند تا تو را نقش زند
نقش می زد پرده ی باشکوه بینی تو را
آذرخش تند مردمکان تو را
ناخن های تو را که رشک ماه افزون می کند
و در تابستان پوستت دهان تو همچون هندوانه ها
نقش می زد تو را به دو روی
آتشفشانی فروزان به هر یک
با آتش،با عشق،تبار آراوکانی تو را
و بر آن چهره هایی و طلایی سفالین
سرت را با کلاهخودی از شراره ی سرکش می پوشا ند
تنیده در برگان پنهان
آن جا که چشمان من بر برج تمام
به نظاره می نشینند گیسوان تو را
باز خوانش نوامبر ٢٠١٠

No comments:
Post a Comment