Wednesday, July 10, 2013

FS:HEIGHTS OF TWO THOUSANDS-PROLOGUE*

فرامرز سلیمانی::Heights of Two Thoussands
در سال دو هزار 
زمان مرده ست 
و عشق نیز 
و شهر های عاشق جهان مرده اند ...
*
عشق را 
به کلام شاعر 
اعتبار تازه یی ست 
و شعر رستاخیز عاشقان جهان است 
و شاعر 
میان شیی و درخت زاده می شود 
تا به بیشه و باران تکیه زند 
تا سوزنبانان را در مه در یابد 
در گرد باد و برف به پرواز در آید 
با معدنگران مس در تاریکی و سرفه بنشیند 
با درود گران و جنگل همزبان گردد 
با نامه رسانان و ساعت سازان 
دست دوستی دهد 
با فرشتگان اقاقی آواز سر کند 
با ماهی و مرجان و صدف و ماه همخانه شود 
با پولاد و سنگ بر پا ماند 
بر کوه های کهن مشعل آتشفشان بیفشاند 
شاعر در کف و غبار غرقه می شود
 و در هستی و رویا 
زنده و عریان 
دوام می یابد 
دیروز را ویران کردی در غبار حادثه 
!شاعر 
تا از پلکان عریان فردا 
فراز شوی 
عشق را 
به وقار شعر 
رفتار تازه یی ست 
از شعر:بلندی های دو هزار 
کتاب:سبز و سپید و سرخ 

No comments:

Post a Comment