چاپ اول سرودهای همگانی نرودا در ١٩٥٠ در مکزیکو سیتی با نقاشی های دیگو ریورا و دا وید الفرو
سیکیروس نقاشان مکزیکی انجام شد و این نشان دهنده ی نزدیکی فضاهای شعر نرودا و نقاشی های دیوارنگا ران مکزیکی بود و در عین حال تاثیر رومانتیک ها، سور رئالیست ها و رئالیست ها به ویژه از نوع نرودایی آن در منزلگاهی بر زمین و اسپانیا در قلب ما ،افسانه و تاریخ را دا شت .این همسایگی فضا و بیان از سوی دیگر در اسپانیا قلب ما و تابلوی گرنیکای پابلو پیکاسو دیده می شود.کانتوها یا سرودها بیشتر طرح تاریخی و اندیشگی دارند و از آمریکایی نام می برند که هنوز نام آمریکا را در آغاز ندارد و اینکاها و ماچوپیچو و فاتحان همچون ارسیلیا و آزادی بخشان و زهدان سبز رودها و بیشه ها ...
ارسیلیا سرباز قرن هفدهم است که در شیلی جنگید و آنگاه حماسه ی پیروزیش را سر داد
از شعر فاتحان خکسیی سرودهای همگانی
از مقدمه و یادداشت های فرامرز سلیمانی
پابلو نرودا: ٢٠٠٠،کتاب عشق و شع رهای دیگر ،ص٤٣
:
سنگ های آرا وکو و سرخ گل های بی مهار
اقلیم ریشه ها
به دیدار مردی میرود که از اسپانیا می آید
و به جوشن او با گلسنگهای غول آسا حمله می برد
سایه ی سرخس ها به شمشیر او می تازد
پیچک های بومی دستان آبش را
بر سکوت نورس سیاره می نهاد
مرد ارسیلیای بلند آوا
من تپش های آب را بر نخستین بامداد تو میشنوم
جنون پرندگان را
و تندر گریزان را
برو برو نقش عقاب سرخت را بگذار
گونه هیت را به زورت وحشی بنه
هر چه به خاک خواهد خفت
ارسیلیای بلند آوا تنها تو جام خون را نمی نوشی
ارسلیای بلند آوا تنها به برق ناگا هان تو
دهان پنهان زمان بی هوده می آید
تا تو را بگوید : بی هودگی
بی هوده بی هوده
خون در شاخه های بلور زنگاری
بی هوده در شبن یوز پلنگ
پیشرفت جسور سربازان
فرمان ها
جا پا های
زخمیان هر چه به خاموشی باز می گردد که تاجی از پر بر سر دارد
که در آن شاه دوردست ها خزه ها را می خورد
*این شعر به هشت زبان در شب شعر بین المللی واشنگتن خوانده شد .به سال ١٩٩٥*

No comments:
Post a Comment