Showing posts with label PN:2000 AND BOOK OF LOVE. Show all posts
Showing posts with label PN:2000 AND BOOK OF LOVE. Show all posts

Thursday, September 19, 2013

PN:ME GUSTAS


Me gustas cuando callas porque estás como ausente,
y me oyes desde lejos, y mi voz no te toca.
Parece que los ojos se te hubieran volado
y parece que un beso te cerrara la boca.

Como todas las cosas están llenas de mi alma
emerges de las cosas, llena del alma mía.
Mariposa de sueño, te pareces a mi alma,
y te pareces a la palabra melancolía.

Me gustas cuando callas y estás como distante.
Y estás como quejándote, mariposa en arrullo.
Y me oyes desde lejos, y mi voz no te alcanza:
déjame que me calle con el silencio tuyo.

Déjame que te hable también con tu silencio
claro como una lámpara, simple como un anillo.
Eres como la noche, callada y constelada.
Tu silencio es de estrella, tan lejano y sencillo.

Me gustas cuando callas porque estás como ausente.
Distante y dolorosa como si hubieras muerto.
Una palabra entonces, una sonrisa bastan.
Y estoy alegre, alegre de que no sea cierto
PABLO NERUDA

Thursday, September 12, 2013

PN:2000&BOOK OF LOVEحاشیه بر۲۰۰۰وکتاب عشق نرودا-10


PN:2000&BOOK OF LOVEحاشیه بر۲۰۰۰وکتاب عشق نرودا-9


PN:2000&BOOK OF LOVEحاشیه بر۲۰۰۰وکتاب عشق نرودا-8


PN:2000&BOOK OF LOVEحاشیه بر۲۰۰۰وکتاب عشق نرودا-7

PN:2000&BOOK OF LOVEحاشیه بر۲۰۰۰وکتاب عشق نرودا-6


PN:2000&BOOK OF LOVEحاشیه بر۲۰۰۰وکتاب عشق نرودا-5


PN:2000&BOOK OF LOVEحاشیه بر۲۰۰۰وکتاب عشق نرودا-4


PN:2000&BOOK OF LOVEحاشیه بر۲۰۰۰وکتاب عشق نرودا-3


* PN:2000&BOOK OF LOVEحاشیه بر۲۰۰۰وکتاب عشق نرودا-2

فرامرز سلیمانی 
حاشیه و افزوده بر ٢٠٠٠ و کتاب عشق نرودا 
آژینه ,گرگان,١٣٨٢
مقدمه, ص ٢٧
:
نرودا در سال ٩٢١ ١سرود جشن, و در سال ١٩٢٣ تاریکروشنا, و سپس فلاخن انداز شوریده ,و  در سال ١٩٢٤ در بیست سالگی ,بیست عاشقانه و یک نومیدانه را منتشر می کند .به یک تعبیر ,شاعر,انتشار فلاخن انداز شوریده را دهسال به تاخیر می اندازد .
خم شکم
 ناپیدا و باز مثل میوه یی
یا زخمی
زانوی شیرین عریان
روی زانوان من
زانوی شیرین عریان
گره گیسو
میان ارمغان مور
پستان هیت
طرحی که بر تخت می ماند
طرحی کهدر جان می خوابد
واژه های دیوانه
-از کتاب تاریکروشنا -
این کتاب عشق و اروتیزم که به نفقه ی جیبهای نرودا ی جوان و فروش مبلمان خانه و ساعتش و با کمک انتشارات
کلا ریداد سازمان دانشجویی دانشگاه سانتیاگو چاپ شد مورد توجه ناقدان چپ و راست قرار می گیرد و بعد ها
نا قدی می نویسد:هر آن چه خوانده های نرودا از شعر دیگران باشد ,اما او جنبه های قوی شخصی را عرضه
می کند تا شکل و تکنیک تازه یی را پدید آورد .برای او شعر همیشه شهودی بود و جذب فیزیکی جهان (جین فرانکو)و 
سرود های جشن شعر های دریایی نرودا و از کتاب دریایی های نروداست که بعد ها به عنوان بخش پایانی سرودهای تشریفاتی هم منتشر شد و در زبانهای دیگر نیز مورد تقلید قرار گرفت اما به شدت زیر تاثیر کارهای ارنستو سابات
ارکاستی آوروگویا یی بود و هنگامی که نرودا آن ها را برای شاعر فرستاد او در پاسخ نوشت:
من کمتر شعر هایی عالی و موفق می خوانم اما باید به شما بگویم پژواک سا با ت ارکاستی
در شعرهاتان وجو د دارد
به هر تقدیر آغاز دفتر همیشه آغاز دفتر است به گامی لرزان , و کتاب تاریکروشنا بدینگونه دفتر بزرگ شعر نرودا را می آغازد .و نرودای جوان همیشه میان عشق به معشوق و عشق به مادر سرگردان است
آواز من از آن کشتگری ست
وقتی که در شیاره ها تخم تنی سوزن را می پراکند
از کتاب تاریکروشنا
+ شعر ها
اگر خدا در شعرم هست
:
سگ من
اگر خدا در شع رم هست
من خدایم
اگر خدا در چشمان پریشان تو هست
تو خدایی
کسی در این جهان گسترده ما نیست
که پیش پای ما زانو زند
یادداشت ها و ترجمه ی فرامرز سلیمانی
...



PN:2000&BOOK OF LOVE*حاشیه بر۲۰۰۰وکتاب عشق نرودا-۱

فرامرز سلیمانی 
حاشیه و افزوده ها بر ٢٠٠٠ و کتاب عشق پابلو نرودا -١
مقدمه, ص ٢٦
:
شهر پارال زادگاهی و تموکوی کودکی و نو جوانی از دریا به دور بود اما دریا و عشق , و عشق دریایی را برای نرودا آورد و او را آتش زد . دریای بی قرار که با نرودا می خواند تا به دانشگاه موج عشق می ورزد 
و  این جایی ست که در آن زاده شدم 
پارال زمین لرزان 
زمین پوشیده از تا ک 
که به دنیا آمد 
از مادر مرده ام 
نرودا به حق از عشق و عاشقی می گوید که جان او را به سر شهری آکنده است 
عشق بس کوتاهست و فراموشی بس طولانی 
و آن گاه ان را از حقوق انسانی می داند 
تمام اصل های حقوق بشر را خواندم 
و جای یک اصل را خالی یافتم 
و اصل دیگری را بدان افزودم 
فصل سی و یکم 
هر انسانی حق دارد هر کسی را که می خواهد دوست بدارد
یادداشت ها و ترجمه فرامرز سلیمانی