فرامرز سلیمانی
حاشیه و افزوده بر ٢٠٠٠ و کتاب عشق نرودا
آژینه ,گرگان,١٣٨٢
مقدمه, ص ٢٧
:
نرودا در سال ٩٢١ ١سرود جشن, و در سال ١٩٢٣ تاریکروشنا, و سپس فلاخن انداز شوریده ,و در سال ١٩٢٤ در بیست سالگی ,بیست عاشقانه و یک نومیدانه را منتشر می کند .به یک تعبیر ,شاعر,انتشار فلاخن انداز شوریده را دهسال به تاخیر می اندازد .
خم شکم
ناپیدا و باز مثل میوه یی
یا زخمی
زانوی شیرین عریان
روی زانوان من
زانوی شیرین عریان
گره گیسو
میان ارمغان مور
پستان هیت
طرحی که بر تخت می ماند
طرحی کهدر جان می خوابد
واژه های دیوانه
-از کتاب تاریکروشنا -
این کتاب عشق و اروتیزم که به نفقه ی جیبهای نرودا ی جوان و فروش مبلمان خانه و ساعتش و با کمک انتشارات
کلا ریداد سازمان دانشجویی دانشگاه سانتیاگو چاپ شد مورد توجه ناقدان چپ و راست قرار می گیرد و بعد ها
نا قدی می نویسد:هر آن چه خوانده های نرودا از شعر دیگران باشد ,اما او جنبه های قوی شخصی را عرضه
می کند تا شکل و تکنیک تازه یی را پدید آورد .برای او شعر همیشه شهودی بود و جذب فیزیکی جهان (جین فرانکو)و
سرود های جشن شعر های دریایی نرودا و از کتاب دریایی های نروداست که بعد ها به عنوان بخش پایانی سرودهای تشریفاتی هم منتشر شد و در زبانهای دیگر نیز مورد تقلید قرار گرفت اما به شدت زیر تاثیر کارهای ارنستو سابات
ارکاستی آوروگویا یی بود و هنگامی که نرودا آن ها را برای شاعر فرستاد او در پاسخ نوشت:
من کمتر شعر هایی عالی و موفق می خوانم اما باید به شما بگویم پژواک سا با ت ارکاستی
در شعرهاتان وجو د دارد
به هر تقدیر آغاز دفتر همیشه آغاز دفتر است به گامی لرزان , و کتاب تاریکروشنا بدینگونه دفتر بزرگ شعر نرودا را می آغازد .و نرودای جوان همیشه میان عشق به معشوق و عشق به مادر سرگردان است
آواز من از آن کشتگری ست
وقتی که در شیاره ها تخم تنی سوزن را می پراکند
از کتاب تاریکروشنا
+ شعر ها
اگر خدا در شعرم هست
:
سگ من
اگر خدا در شع رم هست
من خدایم
اگر خدا در چشمان پریشان تو هست
تو خدایی
کسی در این جهان گسترده ما نیست
که پیش پای ما زانو زند
یادداشت ها و ترجمه ی فرامرز سلیمانی
...
نرودا در سال ٩٢١ ١سرود جشن, و در سال ١٩٢٣ تاریکروشنا, و سپس فلاخن انداز شوریده ,و در سال ١٩٢٤ در بیست سالگی ,بیست عاشقانه و یک نومیدانه را منتشر می کند .به یک تعبیر ,شاعر,انتشار فلاخن انداز شوریده را دهسال به تاخیر می اندازد .
خم شکم
ناپیدا و باز مثل میوه یی
یا زخمی
زانوی شیرین عریان
روی زانوان من
زانوی شیرین عریان
گره گیسو
میان ارمغان مور
پستان هیت
طرحی که بر تخت می ماند
طرحی کهدر جان می خوابد
واژه های دیوانه
-از کتاب تاریکروشنا -
این کتاب عشق و اروتیزم که به نفقه ی جیبهای نرودا ی جوان و فروش مبلمان خانه و ساعتش و با کمک انتشارات
کلا ریداد سازمان دانشجویی دانشگاه سانتیاگو چاپ شد مورد توجه ناقدان چپ و راست قرار می گیرد و بعد ها
نا قدی می نویسد:هر آن چه خوانده های نرودا از شعر دیگران باشد ,اما او جنبه های قوی شخصی را عرضه
می کند تا شکل و تکنیک تازه یی را پدید آورد .برای او شعر همیشه شهودی بود و جذب فیزیکی جهان (جین فرانکو)و
سرود های جشن شعر های دریایی نرودا و از کتاب دریایی های نروداست که بعد ها به عنوان بخش پایانی سرودهای تشریفاتی هم منتشر شد و در زبانهای دیگر نیز مورد تقلید قرار گرفت اما به شدت زیر تاثیر کارهای ارنستو سابات
ارکاستی آوروگویا یی بود و هنگامی که نرودا آن ها را برای شاعر فرستاد او در پاسخ نوشت:
من کمتر شعر هایی عالی و موفق می خوانم اما باید به شما بگویم پژواک سا با ت ارکاستی
در شعرهاتان وجو د دارد
به هر تقدیر آغاز دفتر همیشه آغاز دفتر است به گامی لرزان , و کتاب تاریکروشنا بدینگونه دفتر بزرگ شعر نرودا را می آغازد .و نرودای جوان همیشه میان عشق به معشوق و عشق به مادر سرگردان است
آواز من از آن کشتگری ست
وقتی که در شیاره ها تخم تنی سوزن را می پراکند
از کتاب تاریکروشنا
+ شعر ها
اگر خدا در شعرم هست
:
سگ من
اگر خدا در شع رم هست
من خدایم
اگر خدا در چشمان پریشان تو هست
تو خدایی
کسی در این جهان گسترده ما نیست
که پیش پای ما زانو زند
یادداشت ها و ترجمه ی فرامرز سلیمانی
...

No comments:
Post a Comment