فرامرز سلیمانی
حاشیه و افزوده ها بر ٢٠٠٠ و کتاب عشق پابلو نرودا -١
مقدمه, ص ٢٦
:
شهر پارال زادگاهی و تموکوی کودکی و نو جوانی از دریا به دور بود اما دریا و عشق , و عشق دریایی را برای نرودا آورد و او را آتش زد . دریای بی قرار که با نرودا می خواند تا به دانشگاه موج عشق می ورزد
و این جایی ست که در آن زاده شدم
پارال زمین لرزان
زمین پوشیده از تا ک
که به دنیا آمد
از مادر مرده ام
نرودا به حق از عشق و عاشقی می گوید که جان او را به سر شهری آکنده است
عشق بس کوتاهست و فراموشی بس طولانی
و آن گاه ان را از حقوق انسانی می داند
تمام اصل های حقوق بشر را خواندم
و جای یک اصل را خالی یافتم
و اصل دیگری را بدان افزودم
فصل سی و یکم
هر انسانی حق دارد هر کسی را که می خواهد دوست بدارد
یادداشت ها و ترجمه فرامرز سلیمانی
یادداشت ها و ترجمه فرامرز سلیمانی

No comments:
Post a Comment